جمال رضايى
33
بيرجندنامه ( فارسى )
كوههاى مؤمنآباد و باغران بود و ما به جاى خود از آنها سخن خواهيم گفت « 1 » . هواى بيرجند كه در خشكترين بخش اقليمى جنوب خراسان قرار دارد معتدل گرم است و تفاوت گرماى آن در روز و شب و در تابستان و زمستان بسيار زياد مىباشد ؛ گرمترين ماهها دو ماههء تير و مرداد و سردترين ماهها دو ماهه دى و بهمن ( چلّهها ) هستند . بيشترين درجهء گرماى هوا در تابستانها تا بيش از چهل درجه بالاى صفر و كمترين درجهء دماى آن در زمستانها به ده تا دوازده درجه زير صفر مىرسد « 2 » . بيرجند از نعمت وزش بادهاى مرطوب و گذر ابرهاى باردار بارانزا كمبهره مىباشد و در نتيجه ريزشهاى آسمانى آن بسيار كم و مقدار رطوبت هوا سخت ناچيز است و متوسّط آن - به ويژه در دو ماههء تير و مرداد - بسيار اندك و از بيست درصد هم كمتر است ؛ به اين علّت ميزان بارندگى در شهر بسيار كم مىباشد و در سال به بيست سانتىمتر هم نمىرسد و متوسّط آن بين 16 تا 18 سانتىمتر بيشتر نيست كه رقم بسيار ناچيزى است « 3 » و بسيار كم اتفاق مىافتد كه در آن شهر - حتّى در آن ناحيه - چند روز پياپى باران ببارد و در « رود » هاى آن چندين يا چند روز پياپى آب روان باشد . به همين جهت در سال 1303 خورشيدى كه تصادفا يك هفتهء متوالى در آنجا باران باريده ، سيلهاى مهيب بنيانكن جارى شده و بسيارى از خانههاى دامنههاى تپّههاى شهر - به ويژه دامنههاى جنوب آنها - را آب فراگرفته و ويران كرده و خسارات بىاندازه وارد آورده است « 4 » .
--> ( 1 ) . نك : همان ، ص 151 - 153 . ( 2 ) . احمديان . دكتر محمد على . " جغرافياى شهرستان بيرجند " . صص 32 - 29 . ( 3 ) . گنجى . دكتر محمد حسن . « يادى از بيرجند و آبهاى شيرين و شورش » . از شمار دو چشم . . . ( يادنامهء استاد احمد احمدى بيرجندى ) . مركز خراسانشناسى . چاپ اوّل . سال 1377 . مشهد صص 278 - 277 . ( 4 ) . همان مقاله . همان كتاب . ص 282 و آيتى . ابو الحسن . خاطراتى از بيرجند . « آببردى و خشك رود بيرجند » . صص 190 - 189 . يادداشت - بر اثر اين بارندگى طولانى و ممتد و مفصّل و جارى شدن سيلهاى سهمگين و خروشان بسيارى از قناتها پر شده ، زمينهاى كشاورزى و « كشمان » شهر را گل و لاى پوشانده ، بسيارى از خانههاى مردم خراب گشته كه تأثيرى ژرف و شگرف در زندگى مردم گذارده است و تنقيهء قناتها و باز كردن آنها چند سال طول كشيده و مردم با دشوارىهاى گوناگون روبرو شدهاند . اين سال را در بيرجند سال « آبرودى » ( اوّ رودى owrudi ) مىگفتند و به سبب تأثيرى كه در زندگى مردم گذارده بود سالى شاخص بهشمار مىآمد به همين سبب به صورت « مبدأ تاريخ » - براى بيان تاريخ وقايع - درآمده بود ؛ چنانكه اگر تاريخ واقعهاى را كه در يكى از سالهاى پيش يا پس از آن سال روى داده بود مىخواستند نقل كنند در مثل مىگفتند : « دو سال پيش از آبرودى » و يا « يك سال پس از آبرودى » . يكى از كوچههايى كه با شيبى تند در جنوب غربى بند حاج محمد جعفر واقع بود در اين روى داد به سختى و بيشتر از جاهاى ديگر آسيب ديده ، آب قسمت اعظم خانههاى آن را خراب كرده و هرچه در آنها بوده با خود برده و . . . به اين كوچه « ته آببردى » ( تاااوردى Taavordi ) مىگفتند و هنوز هم - گرچه چيزى از آن باقى نمانده - به همين نام معروف است .